فهرست اشعار
- شمارهٔ ۶۱ جانم در آن آرزوی وصال محمد است
- شمارهٔ ۶۲ ماه من نخل قدت سرو خرامان منست
- شمارهٔ ۶۳ بهر صید آن ترک بدخو بر سمند کین نشست
- شمارهٔ ۶۴ صیقل آیینه دلها نم چشم ترست
- شمارهٔ ۶۵ عمر دراز من که پریشان گذشته است
- شمارهٔ ۶۶ ای دل بسی ز محنت هجران نمانده است
- شمارهٔ ۶۷ پیش عاقل قصه درد من و مجنون یکیست
- شمارهٔ ۶۸ زلال فیض بقا رشحه ز جام منست
- شمارهٔ ۶۹ سرو را همچو قدت شیوه رعنایی نیست
- شمارهٔ ۷۰ مه دلاک من آیینه اهل نظر است
- شمارهٔ ۷۱ خورشید بسی خاکنشین شد به هوایت
- شمارهٔ ۷۲ باغبان لطف قد آن سرو در شمشاد نیست
- شمارهٔ ۷۳ تن که از تیر تو چون زنجیر روزن روزنست
- شمارهٔ ۷۴ در هجر یار حال دل زار مشکل است
- شمارهٔ ۷۵ مه من شام غمت را سحری پیدا نیست
- شمارهٔ ۷۶ ای طربخانه دل خلوت سلطان غمت
- شمارهٔ ۷۷ هر زمان حال من از عشق تو دیگرگون است
- شمارهٔ ۷۸ شده ام بسته گیسوی شکن پر شکنت
- شمارهٔ ۷۹ بتی که شیوه خوبی به از تو داند نیست
- شمارهٔ ۸۰ گل بباغ آمد ولی از عمر خود کامی نیافت
- شمارهٔ ۸۱ گر نقابی نبود مهر رخش را غم نیست
- شمارهٔ ۸۲ بگل خطت چو نقابی ز مشک ناب انداخت
- شمارهٔ ۸۳ از جان بدود دل غم خالت برون نرفت
- شمارهٔ ۸۴ برگ گل کز هر طرف آرایش دستار تست
- شمارهٔ ۸۵ آزمودم عشق خوبان را بلایی بوده است
- شمارهٔ ۸۶ ازان درین چمنم میل گلعذاری نیست
- شمارهٔ ۸۷ غیر ناکامی ز محبوبان مرا مطلوب نیست
- شمارهٔ ۸۸ سایه ات را متصل ذوق وصالت حاصل است
- شمارهٔ ۸۹ دل الفت تمام بآن خاک در گرفت
- شمارهٔ ۹۰ هوای خاک درت باز در سر افتادست
- شمارهٔ ۹۱ بر جان ما جفای نکویان ز حد گذشت
- شمارهٔ ۹۲ در دل لاله غمت آتش سودا انداخت
- شمارهٔ ۹۳ کم التفاتی خوبان بعاشقان ستم است
- شمارهٔ ۹۴ هست با خلعت گلگون قدت ای حور سرشت
- شمارهٔ ۹۵ تا غایبی تو مجلس ما را حضور نیست
- شمارهٔ ۹۶ سنگ بیداد بتان آیینه دل را شکست
- شمارهٔ ۹۷ ذوق وصلت یافت دل از ساقی و ساغر گذشت
- شمارهٔ ۹۸ نی همین صد روزن از تیر تو بر جسم من است
- شمارهٔ ۹۹ به حال زار من آن ماه را نگاهی نیست
- شمارهٔ ۱۰۰ من نگویم چون قدت سروی ز بستان برنخاست
- شمارهٔ ۱۰۱ ناله زاری که در دلها اثر دارد کجاست
- شمارهٔ ۱۰۲ عاشقی رونق ز اطوار من حیران گرفت
- شمارهٔ ۱۰۳ نه همین قد من از بار غم دور خم است
- شمارهٔ ۱۰۴ در غمت کارم به چشم اشکبار افتاده است
- شمارهٔ ۱۰۵ بی لبت قطع نظر کرده ام از آب حیات
- شمارهٔ ۱۰۶ به دو گیسو مه روی تو نه چندان عجب است
- شمارهٔ ۱۰۷ هجوم سیل سرشکم ز دل اثر نگذاشت
- شمارهٔ ۱۰۸ امید بود که خواهد جفای یارم کشت
- شمارهٔ ۱۰۹ بهترین سیرها سیر بیابان فناست
- شمارهٔ ۱۱۰ جانی که هست رسته ز آزار او کجاست
- شمارهٔ ۱۱۱ ما را بلای عشق تو عمریست آشناست
- شمارهٔ ۱۱۲ هر کرا هست دلی سیمبری خواهد داشت
- شمارهٔ ۱۱۳ ملولم از تو نمی پرسیم که حال تو چیست
- شمارهٔ ۱۱۴ در عشق شهرتم سبب اشتهار تست
- شمارهٔ ۱۱۵ هست ما را زندگی از جوهر شمشیر دوست
- شمارهٔ ۱۱۶ دل دامن هوای تو محکم گرفته است
- شمارهٔ ۱۱۷ اگر رسوا شدم رسواییم را شد فغان باعث
- شمارهٔ ۱۱۸ با عارض تو شمع کشیدی زبان بحث
- شمارهٔ ۱۱۹ حقه لعل لبش صد درد دارد در علاج
- شمارهٔ ۱۲۰ ای مرضهای معاصی ز تو محتاج علاج
متن اشعار به نقل از گنجور.