پرش به محتوای اصلی
فضولی

فضولی

غزلیات

۴۱۰ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۶۱ جانم در آن آرزوی وصال محمد است
  2. شمارهٔ ۶۲ ماه من نخل قدت سرو خرامان منست
  3. شمارهٔ ۶۳ بهر صید آن ترک بدخو بر سمند کین نشست
  4. شمارهٔ ۶۴ صیقل آیینه دلها نم چشم ترست
  5. شمارهٔ ۶۵ عمر دراز من که پریشان گذشته است
  6. شمارهٔ ۶۶ ای دل بسی ز محنت هجران نمانده است
  7. شمارهٔ ۶۷ پیش عاقل قصه درد من و مجنون یکیست
  8. شمارهٔ ۶۸ زلال فیض بقا رشحه ز جام منست
  9. شمارهٔ ۶۹ سرو را همچو قدت شیوه رعنایی نیست
  10. شمارهٔ ۷۰ مه دلاک من آیینه اهل نظر است
  11. شمارهٔ ۷۱ خورشید بسی خاک‌نشین شد به هوایت
  12. شمارهٔ ۷۲ باغبان لطف قد آن سرو در شمشاد نیست
  13. شمارهٔ ۷۳ تن که از تیر تو چون زنجیر روزن روزنست
  14. شمارهٔ ۷۴ در هجر یار حال دل زار مشکل است
  15. شمارهٔ ۷۵ مه من شام غمت را سحری پیدا نیست
  16. شمارهٔ ۷۶ ای طربخانه دل خلوت سلطان غمت
  17. شمارهٔ ۷۷ هر زمان حال من از عشق تو دیگرگون است
  18. شمارهٔ ۷۸ شده ام بسته گیسوی شکن پر شکنت
  19. شمارهٔ ۷۹ بتی که شیوه خوبی به از تو داند نیست
  20. شمارهٔ ۸۰ گل بباغ آمد ولی از عمر خود کامی نیافت
  21. شمارهٔ ۸۱ گر نقابی نبود مهر رخش را غم نیست
  22. شمارهٔ ۸۲ بگل خطت چو نقابی ز مشک ناب انداخت
  23. شمارهٔ ۸۳ از جان بدود دل غم خالت برون نرفت
  24. شمارهٔ ۸۴ برگ گل کز هر طرف آرایش دستار تست
  25. شمارهٔ ۸۵ آزمودم عشق خوبان را بلایی بوده است
  26. شمارهٔ ۸۶ ازان درین چمنم میل گلعذاری نیست
  27. شمارهٔ ۸۷ غیر ناکامی ز محبوبان مرا مطلوب نیست
  28. شمارهٔ ۸۸ سایه ات را متصل ذوق وصالت حاصل است
  29. شمارهٔ ۸۹ دل الفت تمام بآن خاک در گرفت
  30. شمارهٔ ۹۰ هوای خاک درت باز در سر افتادست
  31. شمارهٔ ۹۱ بر جان ما جفای نکویان ز حد گذشت
  32. شمارهٔ ۹۲ در دل لاله غمت آتش سودا انداخت
  33. شمارهٔ ۹۳ کم التفاتی خوبان بعاشقان ستم است
  34. شمارهٔ ۹۴ هست با خلعت گلگون قدت ای حور سرشت
  35. شمارهٔ ۹۵ تا غایبی تو مجلس ما را حضور نیست
  36. شمارهٔ ۹۶ سنگ بیداد بتان آیینه دل را شکست
  37. شمارهٔ ۹۷ ذوق وصلت یافت دل از ساقی و ساغر گذشت
  38. شمارهٔ ۹۸ نی همین صد روزن از تیر تو بر جسم من است
  39. شمارهٔ ۹۹ به حال زار من آن ماه را نگاهی نیست
  40. شمارهٔ ۱۰۰ من نگویم چون قدت سروی ز بستان برنخاست
  41. شمارهٔ ۱۰۱ ناله زاری که در دلها اثر دارد کجاست
  42. شمارهٔ ۱۰۲ عاشقی رونق ز اطوار من حیران گرفت
  43. شمارهٔ ۱۰۳ نه همین قد من از بار غم دور خم است
  44. شمارهٔ ۱۰۴ در غمت کارم به چشم اشکبار افتاده است
  45. شمارهٔ ۱۰۵ بی لبت قطع نظر کرده ام از آب حیات
  46. شمارهٔ ۱۰۶ به دو گیسو مه روی تو نه چندان عجب است
  47. شمارهٔ ۱۰۷ هجوم سیل سرشکم ز دل اثر نگذاشت
  48. شمارهٔ ۱۰۸ امید بود که خواهد جفای یارم کشت
  49. شمارهٔ ۱۰۹ بهترین سیرها سیر بیابان فناست
  50. شمارهٔ ۱۱۰ جانی که هست رسته ز آزار او کجاست
  51. شمارهٔ ۱۱۱ ما را بلای عشق تو عمریست آشناست
  52. شمارهٔ ۱۱۲ هر کرا هست دلی سیمبری خواهد داشت
  53. شمارهٔ ۱۱۳ ملولم از تو نمی پرسیم که حال تو چیست
  54. شمارهٔ ۱۱۴ در عشق شهرتم سبب اشتهار تست
  55. شمارهٔ ۱۱۵ هست ما را زندگی از جوهر شمشیر دوست
  56. شمارهٔ ۱۱۶ دل دامن هوای تو محکم گرفته است
  57. شمارهٔ ۱۱۷ اگر رسوا شدم رسواییم را شد فغان باعث
  58. شمارهٔ ۱۱۸ با عارض تو شمع کشیدی زبان بحث
  59. شمارهٔ ۱۱۹ حقه لعل لبش صد درد دارد در علاج
  60. شمارهٔ ۱۲۰ ای مرضهای معاصی ز تو محتاج علاج

متن اشعار به نقل از گنجور.