پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۰

من نگویم چون قدت سروی ز بستان برنخاست

خاست اما فتنه انگیز و خرامان برنخاست

کی نمودی قد که هر سو فتنه بالا نشد

کی گشودی رخ که از هر گوشه افغان برنخاست

مرده ام بی او چه سان بر آه من سوزد دلش

کی کند در دل اثر آهی که از جان برنخاست

می کشم از دل خدنگش را و زو خون می چکد

همدمی ننشست پهلویم که گریان برنخاست

صبر بر نادیدنت رحمیست بر عالم ز من

زانکه چشمی بر تو نگشادم که طوفان برنخاست

ظلم اشکم بین که تا گردیم با هم ساعتی

گردبادی هم بآهم زین بیابان برنخاست

از سر کویت فضولی گر نخیزد دور نیست

هیچ جا افتاده رفتار خوبان برنخاست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۲عاشقی رونق ز اطوار من حیران گرفت
  2. شمارهٔ ۱۰۳نه همین قد من از بار غم دور خم است
  3. شمارهٔ ۱۰۴در غمت کارم به چشم اشکبار افتاده است
  4. شمارهٔ ۱۰۵بی لبت قطع نظر کرده ام از آب حیات
  5. شمارهٔ ۱۰۶به دو گیسو مه روی تو نه چندان عجب است
  6. شمارهٔ ۱۰۷هجوم سیل سرشکم ز دل اثر نگذاشت
  7. شمارهٔ ۱۰۸امید بود که خواهد جفای یارم کشت
  8. شمارهٔ ۱۰۹بهترین سیرها سیر بیابان فناست
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.