پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۵

بی لبت قطع نظر کرده ام از آب حیات

دارد از شام غمت آب حیاتم ظلمات

رفت با درد وغمت صبر و ثباتم از دل

غم و درد تو بدل شد بدل صبر و ثبات

شیوه مهر و وفا از تو نمی باید خواست

چون توان خواست صفاتی که نباشد در ذات

نه چنان بسته بزنجیر بلایت شده ام

که توانم گذرانید بدل فکر نجات

ما فقیریم تو سلطان چه عجب گر ما را

بترحم رسد از خرمن حسن تو زکات

آنچنان ساخته ضعفم که اگر بحث کنند

نتوانم که کنم هستی خود را اثبات

وقت آنست فضولی که ز غم باز رهم

چند در غم گذرد بی رخ یارم اوقات

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۷هجوم سیل سرشکم ز دل اثر نگذاشت
  2. شمارهٔ ۱۰۸امید بود که خواهد جفای یارم کشت
  3. شمارهٔ ۱۰۹بهترین سیرها سیر بیابان فناست
  4. شمارهٔ ۱۱۰جانی که هست رسته ز آزار او کجاست
  5. شمارهٔ ۱۱۱ما را بلای عشق تو عمریست آشناست
  6. شمارهٔ ۱۱۲هر کرا هست دلی سیمبری خواهد داشت
  7. شمارهٔ ۱۱۳ملولم از تو نمی پرسیم که حال تو چیست
  8. شمارهٔ ۱۱۴در عشق شهرتم سبب اشتهار تست
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.