پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۰

جانی که هست رسته ز آزار او کجاست

آزاده که نیست گرفتار او کجاست

آسوده که داشته باشد فراغتی

در دور غمزه های ستمگار او کجاست

صاحب دلی که در دل او نیست بار غم

در آرزوی لعل گهربار او کجاست

من نیستم فتاده رفتار او همین

افتاده که نیست ز رفتار او کجاست

تنها مگو که واله رخسار او منم

آن کس که نیست واله رخسار او کجاست

بی پرده اوست در همه جا جلوه گر ولی

چشمی که هست قابل دیدار او کجاست

دل بود جای محنت بسیار او بسوخت

در حیرتم که محنت بسیار او کجاست

از غم دل فضولی زارست بی قرار

یارب قرار بخش دل زار او کجاست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۲هر کرا هست دلی سیمبری خواهد داشت
  2. شمارهٔ ۱۱۳ملولم از تو نمی پرسیم که حال تو چیست
  3. شمارهٔ ۱۱۴در عشق شهرتم سبب اشتهار تست
  4. شمارهٔ ۱۱۵هست ما را زندگی از جوهر شمشیر دوست
  5. شمارهٔ ۱۱۶دل دامن هوای تو محکم گرفته است
  6. شمارهٔ ۱۱۷اگر رسوا شدم رسواییم را شد فغان باعث
  7. شمارهٔ ۱۱۸با عارض تو شمع کشیدی زبان بحث
  8. شمارهٔ ۱۱۹حقه لعل لبش صد درد دارد در علاج
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.