پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۳

ملولم از تو نمی پرسیم که حال تو چیست

ملول بهر چه موجب ملال تو چیست

خراب شد ز تو حالم چرا نمی پرسی

چه حالتست ترا مانع سؤال تو چیست

مرا خیال تو و فکر تست در دل زار

ترا چه فکر بدل می رسد خیال تو چیست

شراب عشق تو مدهوش کرده است مرا

چه آگهم که فراق تو یا وصال تو چیست

ز اشک و آه من آزرده نمی دانی

که زیب حسن تو پیرایه جمال تو چیست

اگر بسوختن سینه ام نه مایل

دم نظر بدل از دیده انتقال تو چیست

فضولی از سر جان در گذر براه فنا

جز این کشته جانان شوی کمال تو چیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۵هست ما را زندگی از جوهر شمشیر دوست
  2. شمارهٔ ۱۱۶دل دامن هوای تو محکم گرفته است
  3. شمارهٔ ۱۱۷اگر رسوا شدم رسواییم را شد فغان باعث
  4. شمارهٔ ۱۱۸با عارض تو شمع کشیدی زبان بحث
  5. شمارهٔ ۱۱۹حقه لعل لبش صد درد دارد در علاج
  6. شمارهٔ ۱۲۰ای مرضهای معاصی ز تو محتاج علاج
  7. شمارهٔ ۱۲۱کرد درد غیر را دلبر علاج
  8. شمارهٔ ۱۲۲عکس لبت نمود دلم کرد خون قدح
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.