پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۰

ای مرضهای معاصی ز تو محتاج علاج

تو شفیع و همه عالم به شفاعت محتاج

ارجمند از جهت حسن قبولت اسلام

سربلند از شرف پایه قدرت معراج

شمع قدر تو شب ظلمت حیرت را ماه

خاک پای تو سر رفعت گردون را تاج

کار دنیا شده از دولت شرع تو تمام

قدر دین یافته از سکه عدل تو رواج

عقل را حکم تو مستخدم اجرای امور

ملک را امر تو مستلزم پیوند مزاج

عرش را از شرف پای تو عالی مقدار

شرع را از مه روی تو منور منهاج

یا نبی نیست ز لطف تو فضولی نومید

طالب قطره آبیست ز بحر مواج

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۲عکس لبت نمود دلم کرد خون قدح
  2. شمارهٔ ۱۲۳مرا هرگه که پندی می‌دهد با چشم تر ناصِح
  3. شمارهٔ ۱۲۴تنگ آمده بجلوه آهم فضای چرخ
  4. شمارهٔ ۱۲۵چند منعم کنی از عشق جوانان ای شیخ
  5. شمارهٔ ۱۲۶کسی در عاشقی از سوی پنهانم خبر دارد
  6. شمارهٔ ۱۲۷گره از کار من جز نالهای زار نگشاید
  7. شمارهٔ ۱۲۸با تو وصلم شب نوروز میسر شده بود
  8. شمارهٔ ۱۲۹نیست چشم من کزو اشک جگرگون می‌چکد
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.