پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۷

گره از کار من جز نالهای زار نگشاید

نبندم ناله را ره تا گره از کار نگشاید

ز مژگان چشم دارم در رهت خون دلم ریزد

گل امیدواری آه اگر زین خار نگشاید

بچشم و دل گشودم راز عشق او شدم رسوا

کسی آن به که راز یار با اغیار نگشاید

فتاده در ضمیرم ذوق وصلش آه اگر آن مه

درین نیت بفالم مصحف رخسار نگشاید

شنیدم برگ گل لاف لطافت بر زبان دارد

تو لب بگشای تا او لب بدین گفتار نگشاید

بچندین مکر نتواند که بگشاید فلک هر گو

در هر فتنه را کان غمزه خونخوار نگشاید

اسیر عشق باید چون فضولی کز غم پنهان

بمیرد زار هرگز لب پی اظهار نگشاید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۹نیست چشم من کزو اشک جگرگون می‌چکد
  2. شمارهٔ ۱۳۰به رخسارت دمی دل دیده خونبار نگشاید
  3. شمارهٔ ۱۳۱خوش آن که در نظرم عارض نکوی تو باشد
  4. شمارهٔ ۱۳۲بر گلویم تیغ ترک تند خوی من رسید
  5. شمارهٔ ۱۳۳ز من آن مغبچه ترک دل و دین می‌خواهد
  6. شمارهٔ ۱۳۴بخاک پای تو تا ترک سر نخواهم کرد
  7. شمارهٔ ۱۳۵به حالم التفات آن ماه‌رو بسیار کم دارد
  8. شمارهٔ ۱۳۶یار ما را به ازین زار و حزین می خواهد
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.