پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۱

خوش آن که در نظرم عارض نکوی تو باشد

سواد چشم مرا روشنی ز روی تو باشد

تو قبله و مرا نیست تاب آن که زمانی

بسان قبله نما دیده جز بسوی تو باشد

فرشته راست بیک وجه نسبتی بتو اما

نه ظاهرست که آن هم بخلق و خوی تو باشد

بوصل تو نکنم رغبتی که در دل تنگم

ز بیم هجر همان به که آرزوی تو باشد

خوش آن که بخت سیه را علاقه نگسلد از دل

اسیر سلسله زلف مشکبوی تو باشد

مراست موجب شکر از تو لحظه لحظه شکایت

دگر چه کار کنم به ز گفت و گوی تو باشد

گذشت عمر که در خاک کوی تست فضولی

بدان هوس که پس از مرگ خاک کوی تو باشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۳ز من آن مغبچه ترک دل و دین می‌خواهد
  2. شمارهٔ ۱۳۴بخاک پای تو تا ترک سر نخواهم کرد
  3. شمارهٔ ۱۳۵به حالم التفات آن ماه‌رو بسیار کم دارد
  4. شمارهٔ ۱۳۶یار ما را به ازین زار و حزین می خواهد
  5. شمارهٔ ۱۳۷عکس قد او آینه بربود خطا کرد
  6. شمارهٔ ۱۳۸ندانستم که آن ماه آن چنین راه ستم گیرد
  7. شمارهٔ ۱۳۹طمع جور دلم زان بت بدخو دارد
  8. شمارهٔ ۱۴۰خوب می دانم وفا از خود جفا از یار خود
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.