پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۹

طمع جور دلم زان بت بدخو دارد

ز بتان آنچه دلم می طلبد او دارد

باید از حلقه زنجیر جنون سر نکشد

هر که در سر هوس آن خم گیسو دارد

دوش از حال دل نافه خبر داد صبا

گرهی در دل ازان سنبل خوش بو دارد

بی جهت رغبت محراب ندارد زاهد

میل نظاره آن گوشه ابرو دارد

می تواند کرد قیاس ملک از حور و شان

خوی بد دارد اگر عارض نیکو دارد

چه کند گر نه ز بهبود کند قطع نظر

دل که بیماری ازان نرگس جادو دارد

مکن از عشق بتان منع فضولی ای شیخ

همه کس میل جوانان پری رو دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۱چو مشاطه بدست آن چین زلف خم بخم گیرد
  2. شمارهٔ ۱۴۲چه عجب گر به دل از تیغ تو بیداد رسد
  3. شمارهٔ ۱۴۳من که باشم که مرا کوی تو مسکن باشد
  4. شمارهٔ ۱۴۴درین محنت سرا آن به که عاقل خانه کم گیرد
  5. شمارهٔ ۱۴۵ملک را گر نظر بر قد آن سرو روان افتد
  6. شمارهٔ ۱۴۶محتاج وصال تو که باشد که نباشد
  7. شمارهٔ ۱۴۷شب هجران خیالت شمع محنت خانهٔ من شد
  8. شمارهٔ ۱۴۸نه حبابست که پیدا ز سرشک ما شد
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.