پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۲

بر گلویم تیغ ترک تند خوی من رسید

تشنه لب بودم که آبی بر گلوی من رسید

از نسیم وصل جانها را معطر شد دماغ

غالبا کز ره غزال مشکبوی من رسید

ژاله وش بارید ازو سنگ ملامت بر سرم

آفتی بر کشتزارِ آرزویِ من رسید

کشته آنم که در جولان سمند ناز را

سرکِشد از سرکِشی ، هرگه که سویِ من رسید

عالم از افسانه فرهاد و مجنون شد تهی

تا بگوش اهل عالم گفت و گوی من رسید

همچو من دیوانه ای دیگر ، به سرحدِّ فنا

گر رسید البته هم در جست و جوی من رسید

گفتم از گریه فضولی پای در گل ماند گفت

اینچنین بهتر که نتواند بکوی من رسید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۴بخاک پای تو تا ترک سر نخواهم کرد
  2. شمارهٔ ۱۳۵به حالم التفات آن ماه‌رو بسیار کم دارد
  3. شمارهٔ ۱۳۶یار ما را به ازین زار و حزین می خواهد
  4. شمارهٔ ۱۳۷عکس قد او آینه بربود خطا کرد
  5. شمارهٔ ۱۳۸ندانستم که آن ماه آن چنین راه ستم گیرد
  6. شمارهٔ ۱۳۹طمع جور دلم زان بت بدخو دارد
  7. شمارهٔ ۱۴۰خوب می دانم وفا از خود جفا از یار خود
  8. شمارهٔ ۱۴۱چو مشاطه بدست آن چین زلف خم بخم گیرد
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.