پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۹

نیست چشم من کزو اشک جگرگون می‌چکد

بر سرم زخمیست از تیغت کزو خون می‌چکد

می‌چکد هردم خوی از رخسار آتشناک او

حیرتی دارم ز آتش کآب ازو چون می‌چکد

می‌کند در کوه لعل سفته سنگ خاره را

قطره کز دیده فرهاد محزون می‌چکد

لاله می‌روید برو داغ ملامت هرکجا

بهر لیلی خون دل از چشم مجنون می‌چکد

در درونم دل مگر بگداخت کامشب دیده را

بر رخم خونابه از اندازه بیرون می‌چکد

نیست شبنم کانجم از رشک در دندان تو

قطره‌قطره آب می‌گردد ز گردون می‌چکد

خون دل بر رخ فضولی را ز چشم خون‌فشان

دم‌به‌دم بر یاد آن لب‌های میگون می‌چکد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۱خوش آن که در نظرم عارض نکوی تو باشد
  2. شمارهٔ ۱۳۲بر گلویم تیغ ترک تند خوی من رسید
  3. شمارهٔ ۱۳۳ز من آن مغبچه ترک دل و دین می‌خواهد
  4. شمارهٔ ۱۳۴بخاک پای تو تا ترک سر نخواهم کرد
  5. شمارهٔ ۱۳۵به حالم التفات آن ماه‌رو بسیار کم دارد
  6. شمارهٔ ۱۳۶یار ما را به ازین زار و حزین می خواهد
  7. شمارهٔ ۱۳۷عکس قد او آینه بربود خطا کرد
  8. شمارهٔ ۱۳۸ندانستم که آن ماه آن چنین راه ستم گیرد
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.