پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۵

چند منعم کنی از عشق جوانان ای شیخ

نیستم طفل فریبم بود آسان ای شیخ

حکم منع از مه رخسار جوانان نشدست

مگر آگه نه ای از معنی قرآن ای شیخ

بر دل زار من آزار جوانان کم نیست

تو هم از طعنه بسیار مرنجان ای شیخ

نه بخود می کشم ایام جوانی می ناب

می دهد پند مرا گردش دوران ای شیخ

رخ زیبا پسران قبله اهل نظر است

هر که باور نکند نیست مسلمان ای شیخ

خیز تا کسب جوانی ز می ناب کنیم

چند مانیم چنین پیر و پریشان ای شیخ

ای فضولی مطلب ترک هوای پسران

نیست آسان که کسی بگذرد از جان ای شیخ

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۷گره از کار من جز نالهای زار نگشاید
  2. شمارهٔ ۱۲۸با تو وصلم شب نوروز میسر شده بود
  3. شمارهٔ ۱۲۹نیست چشم من کزو اشک جگرگون می‌چکد
  4. شمارهٔ ۱۳۰به رخسارت دمی دل دیده خونبار نگشاید
  5. شمارهٔ ۱۳۱خوش آن که در نظرم عارض نکوی تو باشد
  6. شمارهٔ ۱۳۲بر گلویم تیغ ترک تند خوی من رسید
  7. شمارهٔ ۱۳۳ز من آن مغبچه ترک دل و دین می‌خواهد
  8. شمارهٔ ۱۳۴بخاک پای تو تا ترک سر نخواهم کرد
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.