پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۲

عکس لبت نمود دلم کرد خون قدح

دردا که کرد سوز درونم فزون قدح

بر باد داد رخت سرای سلامتم

یارب که چون حباب شود سرنگون قدح

نقش تو می کند رقم صفحه درون

پا می نهد ز دائره خود برون قدح

گردد مدام کف بلب آورده هر طرف

بر عقل روشن است که دارد جنون قدح

انصاف بر صفای دل صافیش که کرد

بهر لب تو ترک می لاله گون قدح

صیاد هوش و ره زن عقل است غالبا

آموختست از لب لعلت فسون قدح

غیر از قدح مجوی فضولی مصاحبی

زیرا که آگه است ز راز درون قدح

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۴تنگ آمده بجلوه آهم فضای چرخ
  2. شمارهٔ ۱۲۵چند منعم کنی از عشق جوانان ای شیخ
  3. شمارهٔ ۱۲۶کسی در عاشقی از سوی پنهانم خبر دارد
  4. شمارهٔ ۱۲۷گره از کار من جز نالهای زار نگشاید
  5. شمارهٔ ۱۲۸با تو وصلم شب نوروز میسر شده بود
  6. شمارهٔ ۱۲۹نیست چشم من کزو اشک جگرگون می‌چکد
  7. شمارهٔ ۱۳۰به رخسارت دمی دل دیده خونبار نگشاید
  8. شمارهٔ ۱۳۱خوش آن که در نظرم عارض نکوی تو باشد
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.