پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۳

مرا هرگه که پندی می‌دهد با چشم تر ناصِح

نهال محنتم را می‌دهد آب دگر ناصح

بس است این سوز در من گر نصیحت نشنود زین بس

به دم هردم نسازد آتشم را تیزتر ناصح

مرا گوید که مردم را به افغان درد سر کم ده

نمی‌دانم چه حاصل می‌کند زین درد سر ناصح

نصیحت می‌کند کز خلق پنهان دار دردت را

ندارد غالبا از درد پنهانم خبر ناصح

به پند ناصح از خون جگر خوردن نگردم بس

ز من از من بتر صد داغ دارد بر جگر ناصح

گشود از پند سیل خونم از مژگان نمی‌دانم

زبان بگشاد یا زد بر رک دل نیشتر ناصح

فضولی راحتی گر بایدت از موج خون سدی

ببند اطراف خود تا کم کند سویت گذر ناصح

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۵چند منعم کنی از عشق جوانان ای شیخ
  2. شمارهٔ ۱۲۶کسی در عاشقی از سوی پنهانم خبر دارد
  3. شمارهٔ ۱۲۷گره از کار من جز نالهای زار نگشاید
  4. شمارهٔ ۱۲۸با تو وصلم شب نوروز میسر شده بود
  5. شمارهٔ ۱۲۹نیست چشم من کزو اشک جگرگون می‌چکد
  6. شمارهٔ ۱۳۰به رخسارت دمی دل دیده خونبار نگشاید
  7. شمارهٔ ۱۳۱خوش آن که در نظرم عارض نکوی تو باشد
  8. شمارهٔ ۱۳۲بر گلویم تیغ ترک تند خوی من رسید
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.