پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۲

هر کرا هست دلی سیمبری خواهد داشت

ز غم سیمبری چشم تری خواهد داشت

هر کرا چشم تری هست سرش خالی نیست

سر سودای بت عشوه گری خواهد داشت

هر کرا هست بت عشوه گری در عالم

خون فشان چشمی و خونین جگری خواهد داشت

هر که خون جگر از دیده روان می سازد

بی جهت نیست بجایی نظری خواهد داشت

هر که دارد نظری بر رخ یاری بی شک

هر دم از عشق بلای دگری خواهد داشت

هر بلایی که ز عشق است درو ذوقی نیست

نه بلاییست که با ما ضرری خواهد داشت

غافل از آه فضولی مشو ای بی پروا

که ز سوز جگر است و اثری خواهد داشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۴در عشق شهرتم سبب اشتهار تست
  2. شمارهٔ ۱۱۵هست ما را زندگی از جوهر شمشیر دوست
  3. شمارهٔ ۱۱۶دل دامن هوای تو محکم گرفته است
  4. شمارهٔ ۱۱۷اگر رسوا شدم رسواییم را شد فغان باعث
  5. شمارهٔ ۱۱۸با عارض تو شمع کشیدی زبان بحث
  6. شمارهٔ ۱۱۹حقه لعل لبش صد درد دارد در علاج
  7. شمارهٔ ۱۲۰ای مرضهای معاصی ز تو محتاج علاج
  8. شمارهٔ ۱۲۱کرد درد غیر را دلبر علاج
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.