پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۴

در عشق شهرتم سبب اشتهار تست

بی اعتباریم جهت اعتبار تست

از ذکر من چرا مه من عار می کنی

اظهار خاکساری من افتخار تست

حسن تو گشته شهره عالم ز عشق من

تا هست لوح هستیم آیینه دار تست

بر اشکباری مژه ام خنده می کنی

گویا گلی تو وین مژه ابر بهار تست

دل را درون سینه اگر جا دهم رواست

دردی که در دلست مرا یادگار تست

عمریست گم شدست دل مبتلا ز من

گویا اسیر سلسله مشک بار تست

جانا مکن ز حال فضولی نظر دریغ

کان هم ز عاشقان سیه روزگار تست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۶دل دامن هوای تو محکم گرفته است
  2. شمارهٔ ۱۱۷اگر رسوا شدم رسواییم را شد فغان باعث
  3. شمارهٔ ۱۱۸با عارض تو شمع کشیدی زبان بحث
  4. شمارهٔ ۱۱۹حقه لعل لبش صد درد دارد در علاج
  5. شمارهٔ ۱۲۰ای مرضهای معاصی ز تو محتاج علاج
  6. شمارهٔ ۱۲۱کرد درد غیر را دلبر علاج
  7. شمارهٔ ۱۲۲عکس لبت نمود دلم کرد خون قدح
  8. شمارهٔ ۱۲۳مرا هرگه که پندی می‌دهد با چشم تر ناصِح
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.