پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۶

دل دامن هوای تو محکم گرفته است

مرغی چنان هوای چنین کم گرفته است

از عشق من که بهر تو رسوای عالمم

آوازه جمال تو عالم گرفته است

تا شعله برون ندهد آتش درون

دل رخنهای زخم بمرهم گرفته است

بگذر ز زیر طاق فلک بی توقفی

کز اشکم این بنای کهن نم گرفته است

از کبر حلقه بر در جنت نمی زند

دستی که آن دو گیسوی پرخم گرفته است

بر التفات ساقی ایام دل منه

جامی که می دهد بتو از جم گرفته است

گر هست آرزوی غم عشق دور نیست

ما را که دل ز خاطر خرم گرفته است

در دور عیسی لبت از زلف عنبرین

در حیرتم که بهر چه ماتم گرفته است

رسم طرب مجو ز فضولی که مدتیست

دور از تو خوی با الم و غم گرفته است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۸با عارض تو شمع کشیدی زبان بحث
  2. شمارهٔ ۱۱۹حقه لعل لبش صد درد دارد در علاج
  3. شمارهٔ ۱۲۰ای مرضهای معاصی ز تو محتاج علاج
  4. شمارهٔ ۱۲۱کرد درد غیر را دلبر علاج
  5. شمارهٔ ۱۲۲عکس لبت نمود دلم کرد خون قدح
  6. شمارهٔ ۱۲۳مرا هرگه که پندی می‌دهد با چشم تر ناصِح
  7. شمارهٔ ۱۲۴تنگ آمده بجلوه آهم فضای چرخ
  8. شمارهٔ ۱۲۵چند منعم کنی از عشق جوانان ای شیخ
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.