پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۷

هجوم سیل سرشکم ز دل اثر نگذاشت

ز من که آتشم این آب یک شرر نگذاشت

درون سینه من هر چه بود آتش عشق

همه بسوخت غمی چند بیشتر نگذاشت

جفا نگر که ز بهر تسلیم شب هجر

خیالی از تو مرا اشک در نظر نگذاشت

بحال دیده بگریم که بهر گریه او

حرارت دل من آب در جگر نگذاشت

غلام زخم خدنگ توام که خون دلم

برون بریخت بامید چشم تر نگذاشت

کجا روم که سرکشم بجز دیار فنا

ز بهر بودن من منزل دگر نگذاشت

هزار بار شدم مایل طریق ورع

مرا محبت خوبان سیمبر نگذاشت

هزار شکر که لطف ازل فضولی را

ز لذت الم عشق بی خبر نگذاشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۹بهترین سیرها سیر بیابان فناست
  2. شمارهٔ ۱۱۰جانی که هست رسته ز آزار او کجاست
  3. شمارهٔ ۱۱۱ما را بلای عشق تو عمریست آشناست
  4. شمارهٔ ۱۱۲هر کرا هست دلی سیمبری خواهد داشت
  5. شمارهٔ ۱۱۳ملولم از تو نمی پرسیم که حال تو چیست
  6. شمارهٔ ۱۱۴در عشق شهرتم سبب اشتهار تست
  7. شمارهٔ ۱۱۵هست ما را زندگی از جوهر شمشیر دوست
  8. شمارهٔ ۱۱۶دل دامن هوای تو محکم گرفته است
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.