پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۶

به دو گیسو مه روی تو نه چندان عجب است

عرصه جلوه خورشید میان دو شب است

جان شیرین به کدامین بسپارم چه کنم

دو دلم در دل من تا هوس آن دو لب است

نه وفا از تو به دل می‌گذرانم نه وصال

جان ندادم به تو، نومیدی من زین سبب است

نیست مقدور کسی لذت ادراک وصال

طالبان ذوق که دارند همان در طلب است

پیش تو کام دل خود به زبان چون آرم

ز من اظهار تمنا به تو ترک ادب است

شوق لعل تو مرا در الم و غم دارد

گرچه کیفیت می موجب ذوق و طرب است

گفتم ای شوخ فضولی به تو میلی دارد

گفت زین بی‌ادبی‌هاست که اینش لقب است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۸امید بود که خواهد جفای یارم کشت
  2. شمارهٔ ۱۰۹بهترین سیرها سیر بیابان فناست
  3. شمارهٔ ۱۱۰جانی که هست رسته ز آزار او کجاست
  4. شمارهٔ ۱۱۱ما را بلای عشق تو عمریست آشناست
  5. شمارهٔ ۱۱۲هر کرا هست دلی سیمبری خواهد داشت
  6. شمارهٔ ۱۱۳ملولم از تو نمی پرسیم که حال تو چیست
  7. شمارهٔ ۱۱۴در عشق شهرتم سبب اشتهار تست
  8. شمارهٔ ۱۱۵هست ما را زندگی از جوهر شمشیر دوست
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.