پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۴

در غمت کارم به چشم اشکبار افتاده است

چشم را با دل مرا با چشم کار افتاده است

لاله ها را چاک می بینم گریبان غالبا

آن سهی قد را گذر بر لاله زار افتاده است

پای بر سبزه نهادی رشک زد آتش بآب

یا ز تو عکسی بآب جویبار افتاده است

هر که رخسار تو را با چشم مستت دید گفت

گلشنی را ترک مستی بر کنار افتاده است

چشم گر افکنده ای  بر اشکِ من ، از رحم نیست

مست بر آب روان بی اختیار افتاده است

هست هر نقشی که قدرت می کشد مرغوب لیک

از همه مرغوب تر نقش نگار افتاده است

چشم من جرم فضولی را نمی دانم که چیست

گرچه می دانم ز چشم اعتبار افتاده است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۶به دو گیسو مه روی تو نه چندان عجب است
  2. شمارهٔ ۱۰۷هجوم سیل سرشکم ز دل اثر نگذاشت
  3. شمارهٔ ۱۰۸امید بود که خواهد جفای یارم کشت
  4. شمارهٔ ۱۰۹بهترین سیرها سیر بیابان فناست
  5. شمارهٔ ۱۱۰جانی که هست رسته ز آزار او کجاست
  6. شمارهٔ ۱۱۱ما را بلای عشق تو عمریست آشناست
  7. شمارهٔ ۱۱۲هر کرا هست دلی سیمبری خواهد داشت
  8. شمارهٔ ۱۱۳ملولم از تو نمی پرسیم که حال تو چیست
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.