پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۸۶

ازان درین چمنم میل گلعذاری نیست

که هیچ برگ گلی بی بلای خاری نیست

نبرده ایم درین باغ ره بسوی گلی

که در حوالی او همچو من هزاری نیست

ندیده ایم درین ملک گنج حسنی را که

که از صف رقبا گرد او حصاری نیست

ازان چمن چه گشاید که عندلیبان را

درو بسوی گل از خار رهگذاری نیست

درین نشیمن حرمان هزار غم دارم

فزون تر از همه این غم که غمگساری نیست

درون سینه دل تنگم از گلی نشگفت

چگونه گل شکفد باغ را بهاری نیست

ز هیچ یار فضولی ندیده ایم وفا

خوشا کسی که مقید بهیچ کاری نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۸سایه ات را متصل ذوق وصالت حاصل است
  2. شمارهٔ ۸۹دل الفت تمام بآن خاک در گرفت
  3. شمارهٔ ۹۰هوای خاک درت باز در سر افتادست
  4. شمارهٔ ۹۱بر جان ما جفای نکویان ز حد گذشت
  5. شمارهٔ ۹۲در دل لاله غمت آتش سودا انداخت
  6. شمارهٔ ۹۳کم التفاتی خوبان بعاشقان ستم است
  7. شمارهٔ ۹۴هست با خلعت گلگون قدت ای حور سرشت
  8. شمارهٔ ۹۵تا غایبی تو مجلس ما را حضور نیست
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.