پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۹۵

تا غایبی تو مجلس ما را حضور نیست

دور از تو بی حضوری عشاق دور نیست

رفتی و رفت تاب و توان از تن ضعیف

ما طاقت فراق نداریم زور نیست

شبهای غم چو شمع دم صبح بی رخت

در دیده گرچه اشک روان هست نور نیست

بی تو قرار یافتن و زیستن دمی

بس مشکل است کار من ناصبور نیست

بخرام کز قد تو خدنگ بلا رسد

بر هر دلی کز آمدنت پر سرور نیست

گرد رهت برابر کحل است در نظر

می بیند این معاینه هر کس که کور نیست

شد ساکن در تو فضولی وزین سبب

او را هوای جنت و پروای حور نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۷ذوق وصلت یافت دل از ساقی و ساغر گذشت
  2. شمارهٔ ۹۸نی همین صد روزن از تیر تو بر جسم من است
  3. شمارهٔ ۹۹به حال زار من آن ماه را نگاهی نیست
  4. شمارهٔ ۱۰۰من نگویم چون قدت سروی ز بستان برنخاست
  5. شمارهٔ ۱۰۱ناله زاری که در دلها اثر دارد کجاست
  6. شمارهٔ ۱۰۲عاشقی رونق ز اطوار من حیران گرفت
  7. شمارهٔ ۱۰۳نه همین قد من از بار غم دور خم است
  8. شمارهٔ ۱۰۴در غمت کارم به چشم اشکبار افتاده است
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.