پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۹۸

نی همین صد روزن از تیر تو بر جسم من است

سایه ام را هم ازو صد داغ چون من بر تن است

بی رخت از غیر می خواهم بدوزم دیده را

این که می بینی بچشمم نیست مژگان سوزن است

چون نیندازم برون خود را ز پیراهن چو مار

بر تنم ماریست هر تاری که در پیراهن است

سنبلت را باد اگر برداشت از رویت مرنج

مزرع حسن رخت را خوشه چین خرمن است

از مسیحا نیست کم ، در روح بخشی بویِ گل،

غنچه بهر آن مسیحا مریم آبستن است

هست شاهد بر جفاهای زلیخای هوا

یوسف گل را که چندین چاکها بر دامن است

سوخت از سر تا قدم خود را فضولی بهر دوست

شمع بزم دوست شد او را چه باک از دشمن است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۰من نگویم چون قدت سروی ز بستان برنخاست
  2. شمارهٔ ۱۰۱ناله زاری که در دلها اثر دارد کجاست
  3. شمارهٔ ۱۰۲عاشقی رونق ز اطوار من حیران گرفت
  4. شمارهٔ ۱۰۳نه همین قد من از بار غم دور خم است
  5. شمارهٔ ۱۰۴در غمت کارم به چشم اشکبار افتاده است
  6. شمارهٔ ۱۰۵بی لبت قطع نظر کرده ام از آب حیات
  7. شمارهٔ ۱۰۶به دو گیسو مه روی تو نه چندان عجب است
  8. شمارهٔ ۱۰۷هجوم سیل سرشکم ز دل اثر نگذاشت
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.