پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۹۱

بر جان ما جفای نکویان ز حد گذشت

اوقات ما میانه این قوم بد گذشت

سوز و گداز شمع ز رشک جمال تست

رست از همه عذاب کسی کز حسد گذشت

نشمرد از سکان خودم هیچ دلبری

بر من ز دلبران ستم بی عدد گذشت

در خون نشست مردم چشمم ز آرزو

هر گه که در خیال من آن خال و خد گذشت

گشتم مقید غم عشق تو از ازل

هرگز نمی توانم ازین تا ابد گذشت

عمرم گذشت لیک ندارم تأسفی

شادم باین که در غم آن سرو قد گذشت

ذوق وصال او ز فضولی دریغ نیست

اما بشرط آنکه تواند ز خود گذشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۳کم التفاتی خوبان بعاشقان ستم است
  2. شمارهٔ ۹۴هست با خلعت گلگون قدت ای حور سرشت
  3. شمارهٔ ۹۵تا غایبی تو مجلس ما را حضور نیست
  4. شمارهٔ ۹۶سنگ بیداد بتان آیینه دل را شکست
  5. شمارهٔ ۹۷ذوق وصلت یافت دل از ساقی و ساغر گذشت
  6. شمارهٔ ۹۸نی همین صد روزن از تیر تو بر جسم من است
  7. شمارهٔ ۹۹به حال زار من آن ماه را نگاهی نیست
  8. شمارهٔ ۱۰۰من نگویم چون قدت سروی ز بستان برنخاست
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.