پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۹۳

کم التفاتی خوبان بعاشقان ستم است

زهی ستم که ترا با من التفات کم است

کی از بنفشه گشاید کجا بنافه کشد

دلی که بسته آن گیسوان خم بخم است

قدم خمیده چنان شد که کس نمی داند

مرا براه تو پوینده فرق یا قدم است

ز دام شوق دل ما نمی رهد مادام

که سنبل تو گذرگاه باد صبحدم است

طبیب را الم من نماند تا ره برد

بلذتی که مرا در ره تو از الم است

چنین که زندگیم با غمست در عشقت

مرا ازان که اجل قصد جان کند چه غم است

ز رنج عشق فضولی فراغتی مطلب

خموش باش که ذوق حیات مغتنم است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۵تا غایبی تو مجلس ما را حضور نیست
  2. شمارهٔ ۹۶سنگ بیداد بتان آیینه دل را شکست
  3. شمارهٔ ۹۷ذوق وصلت یافت دل از ساقی و ساغر گذشت
  4. شمارهٔ ۹۸نی همین صد روزن از تیر تو بر جسم من است
  5. شمارهٔ ۹۹به حال زار من آن ماه را نگاهی نیست
  6. شمارهٔ ۱۰۰من نگویم چون قدت سروی ز بستان برنخاست
  7. شمارهٔ ۱۰۱ناله زاری که در دلها اثر دارد کجاست
  8. شمارهٔ ۱۰۲عاشقی رونق ز اطوار من حیران گرفت
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.