پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۸۸

سایه ات را متصل ذوق وصالت حاصل است

نیست دور از دولتی اما چه حاصل غافل است

حل مشکل نیست مشکل پیش او اما چه سود

مشکل خود پیش او اظهار کردن مشکل است

پا کشید از چشمه چشمم ز بیم فتنه خواب

کین گذرگه مردم خونریز را سرمنزل است

گر نماند رازم از غیر تو پنهان دور نیست

هست دل پیش تو و رازی که دارم در دل است

ساده افتادست لوح خوبی از نقش وفا

کام دل جستن ز محبوبان خیال باطل است

سر بگردون گر کشد از روی رفعت دور نیست

هر کرا چون سبزه در کوی بلا پا در گل است

آفت تکلیف را ره نیست در ملک جنون

کی رود بیرون ازین کشور فضولی عاقل است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۰هوای خاک درت باز در سر افتادست
  2. شمارهٔ ۹۱بر جان ما جفای نکویان ز حد گذشت
  3. شمارهٔ ۹۲در دل لاله غمت آتش سودا انداخت
  4. شمارهٔ ۹۳کم التفاتی خوبان بعاشقان ستم است
  5. شمارهٔ ۹۴هست با خلعت گلگون قدت ای حور سرشت
  6. شمارهٔ ۹۵تا غایبی تو مجلس ما را حضور نیست
  7. شمارهٔ ۹۶سنگ بیداد بتان آیینه دل را شکست
  8. شمارهٔ ۹۷ذوق وصلت یافت دل از ساقی و ساغر گذشت
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.