پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۸۵

آزمودم عشق خوبان را بلایی بوده است

وانکه می گویند عاشق مبتلایی بوده است

تا شدم عاشق عذابی می کشم چون بت پرست

میل چین زلف محبوبان خطایی بوده است

نقش خویش و صورت شیرین کشیده کوهکن

عاشق صورت پرست خودنمایی بوده است

چار سوی دهر جای خودفروشانست و بس

جوهر عرفان متاع ناروایی بوده است

بسته بر محراب دل اهل ورع قندیل وش

گوشه مسجد عجب دلگیر جایی بوده است

عشق بازی را سرور سینه می پنداشتم

محنت بی حد و درد بی دوایی بوده است

کم نشد از من فضولی محنت عالم دمی

عرصه عالم عجب محنت سرایی بوده است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۷غیر ناکامی ز محبوبان مرا مطلوب نیست
  2. شمارهٔ ۸۸سایه ات را متصل ذوق وصالت حاصل است
  3. شمارهٔ ۸۹دل الفت تمام بآن خاک در گرفت
  4. شمارهٔ ۹۰هوای خاک درت باز در سر افتادست
  5. شمارهٔ ۹۱بر جان ما جفای نکویان ز حد گذشت
  6. شمارهٔ ۹۲در دل لاله غمت آتش سودا انداخت
  7. شمارهٔ ۹۳کم التفاتی خوبان بعاشقان ستم است
  8. شمارهٔ ۹۴هست با خلعت گلگون قدت ای حور سرشت
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.