پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۸۲

بگل خطت چو نقابی ز مشک ناب انداخت

هزار شاهد فتنه ز رخ نقاب انداخت

مه رخ تو که سر زد خط از خواشی آن

هزار ناوک طعنه بر آفتاب انداخت

دمید تا خط چون شب ز روی چون روزت

زمانه دیده بخت مرا بخواب انداخت

بمردن از غم دل رسته بودم آن لب لعل

حیات داد مرا باز در عذاب انداخت

هوای چین جبینت هزار موج بلا

بآب دیده نم دیده پر آب انداخت

ز رشک بر دل خون گشته سوختم صد داغ

چو خالهای لبش عکس در شراب انداخت

چه ممکن است ثبات از فضولی بی دل

چنین که شوق تو او را در اضطراب انداخت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۴برگ گل کز هر طرف آرایش دستار تست
  2. شمارهٔ ۸۵آزمودم عشق خوبان را بلایی بوده است
  3. شمارهٔ ۸۶ازان درین چمنم میل گلعذاری نیست
  4. شمارهٔ ۸۷غیر ناکامی ز محبوبان مرا مطلوب نیست
  5. شمارهٔ ۸۸سایه ات را متصل ذوق وصالت حاصل است
  6. شمارهٔ ۸۹دل الفت تمام بآن خاک در گرفت
  7. شمارهٔ ۹۰هوای خاک درت باز در سر افتادست
  8. شمارهٔ ۹۱بر جان ما جفای نکویان ز حد گذشت
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.