پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۸۳

از جان بدود دل غم خالت برون نرفت

وز دیده این سواد بسیلاب خون نرفت

از چاک سینه ام بدرون سر نهاد اشک

وز سینه ام حرارت سوز درون نرفت

از حسن الفتیست که گر رفت کوهکن

هرگز خیال او ز دل بیستون نرفت

آورد تاب جسم نزارم بآه دل

در حیرتم ز خاک که بر باد چون نرفت

ساقی مرا علاج دگر کن که گرد درد

ز آیینه دلم بمی لاله گون نرفت

صد دور کرد چرخ ولیکن بهیچ دور

تاب بلا ز رشته بخت زبون نرفت

در راه عشق کرد فضولی وداع دل

عاقل کسیست کز پی اهل جنون نرفت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۵آزمودم عشق خوبان را بلایی بوده است
  2. شمارهٔ ۸۶ازان درین چمنم میل گلعذاری نیست
  3. شمارهٔ ۸۷غیر ناکامی ز محبوبان مرا مطلوب نیست
  4. شمارهٔ ۸۸سایه ات را متصل ذوق وصالت حاصل است
  5. شمارهٔ ۸۹دل الفت تمام بآن خاک در گرفت
  6. شمارهٔ ۹۰هوای خاک درت باز در سر افتادست
  7. شمارهٔ ۹۱بر جان ما جفای نکویان ز حد گذشت
  8. شمارهٔ ۹۲در دل لاله غمت آتش سودا انداخت
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.