پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۶۷

پیش عاقل قصه درد من و مجنون یکیست

اختلافی در سخن باشد ولی مضمون یکیست

داغ دل را خواستم مرهم رساندی ناوکی

غالبا پنداشتی داغ دل پرخون یکیست

شرط حسنست آن که طاق آن خم ابرو دو تاست

رسم خطست این که خال آن لب میگون یکیست

جای سرو قامتت در جان نمی گیرد الف

حاش لله کی الف با آن قد موزون یکیست

نیست در دل غیر تو زان رو عزیزی بر دلم

قدر دارد در صدف هر گه در مکنون یکیست

نیستم بلبل که هر ساعت نهم دل بر گلی

زین همه گل چهره مقصود من محزون یکیست

بر سر من هر که می بیند فضولی دود آه

آن تصور می کند کین هم ز نه گردون یکیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۹سرو را همچو قدت شیوه رعنایی نیست
  2. شمارهٔ ۷۰مه دلاک من آیینه اهل نظر است
  3. شمارهٔ ۷۱خورشید بسی خاک‌نشین شد به هوایت
  4. شمارهٔ ۷۲باغبان لطف قد آن سرو در شمشاد نیست
  5. شمارهٔ ۷۳تن که از تیر تو چون زنجیر روزن روزنست
  6. شمارهٔ ۷۴در هجر یار حال دل زار مشکل است
  7. شمارهٔ ۷۵مه من شام غمت را سحری پیدا نیست
  8. شمارهٔ ۷۶ای طربخانه دل خلوت سلطان غمت
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.