پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۷۵

مه من شام غمت را سحری پیدا نیست

آه ازین غم که ز مهرت اثری پیدا نیست

بر تو گر من نگزینم دگری نیست عجب

چه کنم در همه عالم دگری پیدا نیست

دل شد آواره و زد عشق تو آتش در تن

خانه ام سوخت ، ز آتش شرری پیدا نیست

غالبا سیل غمت برد ز جا دلها را

کز دل گم شده ما خبری پیدا نیست

گم شدم در صف عشاق نپرسید آن مه

که درین دایره خونین جگری پیدا نیست

اشک را خوار مبینید که در بحر وجود

طلبیدیم ازین به گهری پیدا نیست

در ره عشق فضولی دم رسوایی زد

چند گویید که صاحب نظری پیدا نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۷هر زمان حال من از عشق تو دیگرگون است
  2. شمارهٔ ۷۸شده ام بسته گیسوی شکن پر شکنت
  3. شمارهٔ ۷۹بتی که شیوه خوبی به از تو داند نیست
  4. شمارهٔ ۸۰گل بباغ آمد ولی از عمر خود کامی نیافت
  5. شمارهٔ ۸۱گر نقابی نبود مهر رخش را غم نیست
  6. شمارهٔ ۸۲بگل خطت چو نقابی ز مشک ناب انداخت
  7. شمارهٔ ۸۳از جان بدود دل غم خالت برون نرفت
  8. شمارهٔ ۸۴برگ گل کز هر طرف آرایش دستار تست
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.