پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۷۶

ای طربخانه دل خلوت سلطان غمت

پرده دیده سراپرده خاک قدمت

وعده داد مرا ماه من امشب ای صبح

بخدا گر همه صدقست نگه داردمت

بعلاجی دگرم حال مگردان که مرا

ساز کارست بسی شربت ذوق المت

سزد ار دم زند از سلطنت روی زمین

خاکساری که بود گرد حریم حرمت

نفسی نیست که در رشته جانم گرهی

نفتد از شکن سلسله خم بخمت

گریه در دیده ز بیداد تو آبی نگذاشت

عذر خواه کمی ماست کمال کرمت

می کند منع تو از قتل فضولی اغیار

این چه ظلم است بران کشته تیغ ستمت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۸شده ام بسته گیسوی شکن پر شکنت
  2. شمارهٔ ۷۹بتی که شیوه خوبی به از تو داند نیست
  3. شمارهٔ ۸۰گل بباغ آمد ولی از عمر خود کامی نیافت
  4. شمارهٔ ۸۱گر نقابی نبود مهر رخش را غم نیست
  5. شمارهٔ ۸۲بگل خطت چو نقابی ز مشک ناب انداخت
  6. شمارهٔ ۸۳از جان بدود دل غم خالت برون نرفت
  7. شمارهٔ ۸۴برگ گل کز هر طرف آرایش دستار تست
  8. شمارهٔ ۸۵آزمودم عشق خوبان را بلایی بوده است
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.