پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۷۹

بتی که شیوه خوبی به از تو داند نیست

پری وشی که ز دست توام رهاند نیست

هزار نامه نوشتم بیار لیک چه سود

کسی که لطف نماید باو رساند نیست

دهد بدست تو هرکس که هست نقد حیات

ولی کسی که ز تو کام دل ستاند نیست

بلوح دهر حدیث گذشتگان یک یک

نوشته اند ولی عارفی که خواند نیست

همه اسیر غم عالیم راه روی

که رخش همت ازین تنگنا جهاند نیست

بمی چه میل کنم آزموده ام آن هم

چنانکه سوز غم عشق را نشاند نیست

بملک دهر فضولی مبند دل کانجا

بسیست آمده اما کسی که ماند نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۱گر نقابی نبود مهر رخش را غم نیست
  2. شمارهٔ ۸۲بگل خطت چو نقابی ز مشک ناب انداخت
  3. شمارهٔ ۸۳از جان بدود دل غم خالت برون نرفت
  4. شمارهٔ ۸۴برگ گل کز هر طرف آرایش دستار تست
  5. شمارهٔ ۸۵آزمودم عشق خوبان را بلایی بوده است
  6. شمارهٔ ۸۶ازان درین چمنم میل گلعذاری نیست
  7. شمارهٔ ۸۷غیر ناکامی ز محبوبان مرا مطلوب نیست
  8. شمارهٔ ۸۸سایه ات را متصل ذوق وصالت حاصل است
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.