پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۸۰

گل بباغ آمد ولی از عمر خود کامی نیافت

خارها در زیر پهلو داشت آرامی نیافت

کرد بلبل پیش گل بنیاد درد دل بسی

زود گل بگذشت و آن درد دل اتمامی نیافت

وه چه ملکست این که دور گل گذشت کس درو

رونق بزمی ندید و نشاه جامی نیافت

دوخت دوران از لطافت خلعتی اما چه سود

قابل تشریف این خلعت گل اندامی نیافت

گل که دیر آمد چرا زین باغ رحلت کرد زود

غالبا چون من ز کس اعزاز و اکرامی نیافت

چون ننالیم از جفای گردش گردون دون

هیچ کار ما ز دور او سرانجامی نیافت

پایه قدر سخن دانان فضولی پست شد

زین سبب هرگز درین کشور کسی نامی نیافت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۲بگل خطت چو نقابی ز مشک ناب انداخت
  2. شمارهٔ ۸۳از جان بدود دل غم خالت برون نرفت
  3. شمارهٔ ۸۴برگ گل کز هر طرف آرایش دستار تست
  4. شمارهٔ ۸۵آزمودم عشق خوبان را بلایی بوده است
  5. شمارهٔ ۸۶ازان درین چمنم میل گلعذاری نیست
  6. شمارهٔ ۸۷غیر ناکامی ز محبوبان مرا مطلوب نیست
  7. شمارهٔ ۸۸سایه ات را متصل ذوق وصالت حاصل است
  8. شمارهٔ ۸۹دل الفت تمام بآن خاک در گرفت
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.