پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۶۹

سرو را همچو قدت شیوه رعنایی نیست

این قدر هست که او مثل تو هرجایی نیست

سرو و گل تا ز قد و روی تو دیدند شکست

باغبان را سر و برگ چمن آرایی نیست

همدمی چون غم او نیست دم تنهایی

هر کرا هست غم او غم تنهایی نیست

ای دل از عاشقی از طعنه میندیش که ذوق

نتوان یافت ز عشقی که برسوایی نیست

ای که داری سر سودای تجارت بی نفع

هیچ سرمایه به از جوهر دانایی نیست

صبر در عشق تو کاریست پسندیده ولی

کرده ام تجربه کار من شیدایی نیست

مشو از دیده خونبار فضولی غایب

که درو بی گل روی تو شکیبایی نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۱خورشید بسی خاک‌نشین شد به هوایت
  2. شمارهٔ ۷۲باغبان لطف قد آن سرو در شمشاد نیست
  3. شمارهٔ ۷۳تن که از تیر تو چون زنجیر روزن روزنست
  4. شمارهٔ ۷۴در هجر یار حال دل زار مشکل است
  5. شمارهٔ ۷۵مه من شام غمت را سحری پیدا نیست
  6. شمارهٔ ۷۶ای طربخانه دل خلوت سلطان غمت
  7. شمارهٔ ۷۷هر زمان حال من از عشق تو دیگرگون است
  8. شمارهٔ ۷۸شده ام بسته گیسوی شکن پر شکنت
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.