پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۷۰

مه دلاک من آیینه اهل نظر است

هر زمان صید کسی کرده بشکل دگر است

در تمنای وصال دم تیغش همه دم

عاشقان را تن چون موی بخونابه تر است

همه را غرقه بخونست دل از غمزه او

رگ جان همه را غمزه او نیشتر است

بکفی تیغ گرفته بکفی سنگ مدام

بر سر عربده با عاشق خونین جگر است

پایمال الم از تیغ ستمکاری اوست

تن عشاق که باریک تر از موی سر است

آهم از چرخ برین می گذرد در غم او

آه ازین غم که ز حال دل من بی خبر است

چاک چاکست ز غم سینه ما چون شانه

وه که ملک دل ما را غم او رخنه گر است

نشود قطع بمقراض جفا پیوندش

بس که پیوسته دلم بسته آن سیمبر است

هوسی در سرت افتاد فضولی زان مه

حذری کن که درین واقعه سر در خطر است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۲باغبان لطف قد آن سرو در شمشاد نیست
  2. شمارهٔ ۷۳تن که از تیر تو چون زنجیر روزن روزنست
  3. شمارهٔ ۷۴در هجر یار حال دل زار مشکل است
  4. شمارهٔ ۷۵مه من شام غمت را سحری پیدا نیست
  5. شمارهٔ ۷۶ای طربخانه دل خلوت سلطان غمت
  6. شمارهٔ ۷۷هر زمان حال من از عشق تو دیگرگون است
  7. شمارهٔ ۷۸شده ام بسته گیسوی شکن پر شکنت
  8. شمارهٔ ۷۹بتی که شیوه خوبی به از تو داند نیست
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.