پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۷۳

تن که از تیر تو چون زنجیر روزن روزنست

تا شدم دیوانه عشق تو زنجیر من است

جان برون از تن باستقبال تیرت رفت و نیست

غیر پیکانت کنون جانی که ما را در تن است

شاکرم دور از گل رویت ز چشم خون فشان

منزلم از قطرهای خون او چون گلشن است

ماه من بی مهر رخسارت چگویم حال خود

ظلمتی کز هجر دارد روزگارم روشن است

نیست در عشق توام جز جان سپردن چاره

شمع اگر خواهد نجات از سوختن در مردن است

بی قراری راست ره در کویت ای ابرو کمان

کش بسان تیر پا بهر تردد زاهن است

دوست می دارد ترا هر کس که باشد در جهان

بر فضولی رحم کن کاو را جهانی دشمن است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۵مه من شام غمت را سحری پیدا نیست
  2. شمارهٔ ۷۶ای طربخانه دل خلوت سلطان غمت
  3. شمارهٔ ۷۷هر زمان حال من از عشق تو دیگرگون است
  4. شمارهٔ ۷۸شده ام بسته گیسوی شکن پر شکنت
  5. شمارهٔ ۷۹بتی که شیوه خوبی به از تو داند نیست
  6. شمارهٔ ۸۰گل بباغ آمد ولی از عمر خود کامی نیافت
  7. شمارهٔ ۸۱گر نقابی نبود مهر رخش را غم نیست
  8. شمارهٔ ۸۲بگل خطت چو نقابی ز مشک ناب انداخت
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.