پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۷۲

باغبان لطف قد آن سرو در شمشاد نیست

کی نماید تربیت جایی که استعداد نیست

گر خط دور لبت را بر زبان آرم مرنج

نقش شیرین را ضرر از تیشه فرهاد نیست

ساغر خونابه دل بسته ره بر ناله ام

مست بزم حیرتت را رخصت فریاد نیست

کی شود واقف ز ادراک عذاب آخرت

آنکه در دنیا به بیداد بتان معتاد نیست

زاهدان را نیست منع عشق اندک محنتی

هیچ کس از محنت قید جهان آزاد نیست

رغبت نزهتگه میخانه از زاهد مجو

جغد را در طبع میل منزل آباد نیست

کرده ای تدبیر ترکِ مِی ، فضولی فکر کن

گر ز عقل است این ، بنایِ عقل را بنیاد نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۴در هجر یار حال دل زار مشکل است
  2. شمارهٔ ۷۵مه من شام غمت را سحری پیدا نیست
  3. شمارهٔ ۷۶ای طربخانه دل خلوت سلطان غمت
  4. شمارهٔ ۷۷هر زمان حال من از عشق تو دیگرگون است
  5. شمارهٔ ۷۸شده ام بسته گیسوی شکن پر شکنت
  6. شمارهٔ ۷۹بتی که شیوه خوبی به از تو داند نیست
  7. شمارهٔ ۸۰گل بباغ آمد ولی از عمر خود کامی نیافت
  8. شمارهٔ ۸۱گر نقابی نبود مهر رخش را غم نیست
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.