پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۶۸

زلال فیض بقا رشحه ز جام منست

حیات باقی من نشاه مدام منست

بمن فرشته کجا می رسد ز رفعت قدر

حریم درگه پیر مغان مقام منست

مراست حرمتی از فیض می که پیر مغان

مدام خم شده از بهر احترام منست

چو من نبوده کسی را ز عشق بدنامی

همیشه خطبه این سلطنت بنام منست

ز دیده دور کن ای اشک خار مژگان را

که جلوه گاه سهی سرو خوش خرام منست

بمشک سر چو بنفشه فرو نمی آرم

کنون که بوی ازان زلف در مشام منست

فتاده است فضولی بدستم آن خم زلف

هزار شکر که دور فلک بکام منست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۰مه دلاک من آیینه اهل نظر است
  2. شمارهٔ ۷۱خورشید بسی خاک‌نشین شد به هوایت
  3. شمارهٔ ۷۲باغبان لطف قد آن سرو در شمشاد نیست
  4. شمارهٔ ۷۳تن که از تیر تو چون زنجیر روزن روزنست
  5. شمارهٔ ۷۴در هجر یار حال دل زار مشکل است
  6. شمارهٔ ۷۵مه من شام غمت را سحری پیدا نیست
  7. شمارهٔ ۷۶ای طربخانه دل خلوت سلطان غمت
  8. شمارهٔ ۷۷هر زمان حال من از عشق تو دیگرگون است
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.