پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۶۵

عمر دراز من که پریشان گذشته است

در آرزوی گیسوی جانان گذشته است

ذوق وصال اگر نشناسیم دور نیست

اوقات ما همیشه به هجران گذشته است

داریم آتشی ز تو در دل که سوختست

غیر تو هر که در دل سوزان گذشته است

در دل گذشته است خیال اجل مرا

هر جا که ذکر غمزه جانان گذشته است

بگذر طبیب از سر درمان درد من

بیمار درد عشق ز درمان گذشته است

هر دم بناوک تو که در جان گرفته جا

دل میل می کند مگر از جان گذشته است

زاهد ز ما مجو سر و سامان که مست عشق

ز اندیشه بی سر و سامان گذشته است

افغان ز چرخ گر گذرانی چه فایده

چون کار تو فضولی از افغان گذشته است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۷پیش عاقل قصه درد من و مجنون یکیست
  2. شمارهٔ ۶۸زلال فیض بقا رشحه ز جام منست
  3. شمارهٔ ۶۹سرو را همچو قدت شیوه رعنایی نیست
  4. شمارهٔ ۷۰مه دلاک من آیینه اهل نظر است
  5. شمارهٔ ۷۱خورشید بسی خاک‌نشین شد به هوایت
  6. شمارهٔ ۷۲باغبان لطف قد آن سرو در شمشاد نیست
  7. شمارهٔ ۷۳تن که از تیر تو چون زنجیر روزن روزنست
  8. شمارهٔ ۷۴در هجر یار حال دل زار مشکل است
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.