پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۶۴

صیقل آیینه دلها نم چشم ترست

هر کرا نمناک تر دیده دلش روشن ترست

روز نومیدی مراد از قطرهای اشک جو

رهبر گم گشتگان در ظلمت شب اخترست

گریه کن آب چشمی ریز گر صاحب دلی

کآدمی بی اشکی و آهی درخت بی برست

دل که مملو از هوای دوست باشد چون حباب

جلوه اش بالای دریای سپهر اخضرست

چهره زردی نما در عشق کین رنگ لطیف

کارسازیهای بازار محبت را زرست

شمع گر پرورد آتش را سزای خویش یافت

نیست خالی از ندامت هر که دشمن پرورست

چون حباب از اشک جابر آب دارد متصل

تا فضولی را هوای سرو قدت در سرست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۶ای دل بسی ز محنت هجران نمانده است
  2. شمارهٔ ۶۷پیش عاقل قصه درد من و مجنون یکیست
  3. شمارهٔ ۶۸زلال فیض بقا رشحه ز جام منست
  4. شمارهٔ ۶۹سرو را همچو قدت شیوه رعنایی نیست
  5. شمارهٔ ۷۰مه دلاک من آیینه اهل نظر است
  6. شمارهٔ ۷۱خورشید بسی خاک‌نشین شد به هوایت
  7. شمارهٔ ۷۲باغبان لطف قد آن سرو در شمشاد نیست
  8. شمارهٔ ۷۳تن که از تیر تو چون زنجیر روزن روزنست
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.