پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۶۱

جانم در آن آرزوی وصال محمد است

چشمم در انتظار جمال محمد است

قدم خمیده چون فلک از جور دور نیست

از شوق روی ماه مثال محمد است

جسمم ضعیف چون مه نو نیست از فلک

بر یاد ابروی چو هلال محمد است

این داغهای تازه که بر سینه منست

از اشتیاق دانه خال محمد است

شایسته احاطه تملیک غیر نیست

ملک دلم که وقف خیال محمد است

آیینه دار طوطی نطقم هر آینه

اندیشه صفات کمال محمد است

کردست مهر غیر فضولی ز دل برون

تا عاشق محمد و آل محمد است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۳بهر صید آن ترک بدخو بر سمند کین نشست
  2. شمارهٔ ۶۴صیقل آیینه دلها نم چشم ترست
  3. شمارهٔ ۶۵عمر دراز من که پریشان گذشته است
  4. شمارهٔ ۶۶ای دل بسی ز محنت هجران نمانده است
  5. شمارهٔ ۶۷پیش عاقل قصه درد من و مجنون یکیست
  6. شمارهٔ ۶۸زلال فیض بقا رشحه ز جام منست
  7. شمارهٔ ۶۹سرو را همچو قدت شیوه رعنایی نیست
  8. شمارهٔ ۷۰مه دلاک من آیینه اهل نظر است
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.