پرش به محتوای اصلی
فصیحی هروی

فصیحی هروی

غزلیات

۲۲۲ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱ برقیم ولی رنجه نسازیم گیا را
  2. شمارهٔ ۲ گرفت گریه ما کوه و دشت و صحرا را
  3. شمارهٔ ۳ برخیز و گوی جلوه مالک رقاب را
  4. شمارهٔ ۴ خدایا روزی این خود‌پرستان ساز جنت را
  5. شمارهٔ ۵ چو آفتاب کند تاب شرم ماه ترا
  6. شمارهٔ ۶ سرمه کوری کشیدم دیده تحقیق را
  7. شمارهٔ ۷ آن قطره‌ام که بحر به دور افکند مرا
  8. شمارهٔ ۸ باز عشق آمد که آراید گلستان مرا
  9. شمارهٔ ۹ جنونی کو که سرگردان کنم در دیده طوفان را
  10. شمارهٔ ۱۰ بردیم باز بر سر نظاره دیده را
  11. شمارهٔ ۱۱ به صبوری بفریبم دل شیدایی را
  12. شمارهٔ ۱۲ هنوز شعله‌فشانست آه حسرت ما
  13. شمارهٔ ۱۳ عشق کرم آموز در‌آمد ز در ما
  14. شمارهٔ ۱۴ پامال ترکتاز خزان شد بهار ما
  15. شمارهٔ ۱۵ شبی که هجر بپرداخت از تو منزل ما
  16. شمارهٔ ۱۶ آشفته‌تر از ماست بسی انجمن ما
  17. شمارهٔ ۱۷ چون شعله پرتب است درون و برون ما
  18. شمارهٔ ۱۸ باز دل در موج تبخال از تب حرمان کیست
  19. شمارهٔ ۱۹ باز دل بر در غم طرح محبت انداخت
  20. شمارهٔ ۲۰ عندلیب عشق را جز ناله‌های زار نیست
  21. شمارهٔ ۲۱ خاکستر این سوخته را باز توان سوخت
  22. شمارهٔ ۲۲ امشب از شعله آهم جگر غم می‌سوخت
  23. شمارهٔ ۲۳ ستم ز نرگس مستت ستمگری آموخت
  24. شمارهٔ ۲۴ ساقی که می‌ خود همه در جام شمار ریخت
  25. شمارهٔ ۲۵ شناخت ذوق بهار آنکه گل به دامان ریخت
  26. شمارهٔ ۲۶ چه آبروی که آن رانه عشق روی تو ریخت
  27. شمارهٔ ۲۷ هجر تو جزو اول دیوان محنتست
  28. شمارهٔ ۲۸ بر گوش دلم زمزمه توبه حرام است
  29. شمارهٔ ۲۹ چون عدم از بر عالم برخاست
  30. شمارهٔ ۳۰ کی ز ماتمخانه ما دود افغان برنخاست
  31. شمارهٔ ۳۱ کارم چو زلف یار پریشان و در هم است
  32. شمارهٔ ۳۲ ناله رازی‌ست که در سینه نهفتن ستم است
  33. شمارهٔ ۳۳ هزار گل ز جگر در کنار خنده ماست
  34. شمارهٔ ۳۴ باز جانم دوزخ آشام از غم غمخوار تست
  35. شمارهٔ ۳۵ امشب از دولت دیدار تو عید نظرست
  36. شمارهٔ ۳۶ ما و من برلب مرغان چمن بسیارست
  37. شمارهٔ ۳۷ عالم ز ما تهی و ز افغان ما پرست
  38. شمارهٔ ۳۸ ما غریبان را ز ناکامی کنار جان پرست
  39. شمارهٔ ۳۹ بی روی او نظاره ز چشمم برون نشست
  40. شمارهٔ ۴۰ وفای عهد ز خوبان عهد ما غلط‌ست
  41. شمارهٔ ۴۱ در مذهب ما هر چه بجز دوست حرامست
  42. شمارهٔ ۴۲ بی بصر دیده ارباب هوس حیرانست
  43. شمارهٔ ۴۳ برون شدن ز دلم درد را چه امکانست
  44. شمارهٔ ۴۴ چون غنچه دلم شیفته و دل نگرانست
  45. شمارهٔ ۴۵ شه محبتم و ملک غم بلاد منست
  46. شمارهٔ ۴۶ من آن صیدم که صیادم جنونست
  47. شمارهٔ ۴۷ گستاخی نظاره ما جرم جنونست
  48. شمارهٔ ۴۸ نهفته در دم شمشیر نوبهاری هست
  49. شمارهٔ ۴۹ آن سرو خرامان که گذشت از چمن کیست
  50. شمارهٔ ۵۰ در می‌زنم چه شد که گشایش پدید نیست
  51. شمارهٔ ۵۱ آتش به از گلی‌ست کش آسیب خار نیست
  52. شمارهٔ ۵۲ آن نسیمم که سر و برگ خس و خارم نیست
  53. شمارهٔ ۵۳ نافه چو طره غالیه بار تو نیست
  54. شمارهٔ ۵۴ نخل طلبم هیچ مرا برگ و بری نیست
  55. شمارهٔ ۵۵ بی سبب زلفش اضطراب نداشت
  56. شمارهٔ ۵۶ تب دوش از ملال تو از خود خبر نداشت
  57. شمارهٔ ۵۷ دی قاصد یار آمد و مژگان‌تری داشت
  58. شمارهٔ ۵۸ نوبهاران از در این باغ و بستان بازگشت
  59. شمارهٔ ۵۹ از دل هزار لخت به چشم نثار رفت
  60. شمارهٔ ۶۰ از فیض گریه‌ام مژه نشو و نما گرفت

متن اشعار به نقل از گنجور.