پرش به محتوای اصلی
فصیحی هروی فصیحی هروی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸

باز دل در موج تبخال از تب حرمان کیست

لخت لختش در خروش از شعله هجران کیست

جان ما خود بال افشان از پی محمل برفت

یا‌رب این مسکین که می‌سوزد فراقش جان کیست

سرگران گر بر مزار کشتگان بگذشت دوست

بر لب زخم شهیدان نوحه پس قربان کیست

دست ما از دیده در هجران فزون بگریستی

گر بدانستی که مسکین دور از دامان کیست

سال‌ها شد کز فراق ما فصیحی پاک سوخت

این نگاه خونچکان از دیده گریان کیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰عندلیب عشق را جز ناله‌های زار نیست
  2. شمارهٔ ۲۱خاکستر این سوخته را باز توان سوخت
  3. شمارهٔ ۲۲امشب از شعله آهم جگر غم می‌سوخت
  4. شمارهٔ ۲۳ستم ز نرگس مستت ستمگری آموخت
  5. شمارهٔ ۲۴ساقی که می‌ خود همه در جام شمار ریخت
  6. شمارهٔ ۲۵شناخت ذوق بهار آنکه گل به دامان ریخت
  7. شمارهٔ ۲۶چه آبروی که آن رانه عشق روی تو ریخت
  8. شمارهٔ ۲۷هجر تو جزو اول دیوان محنتست
همه‌ی غزلیات ←

فصیحی هروی درباره‌ی فصیحی هروی

میرزا فصیح‌الدین فصیحی هروی فرزند ابوالمکارم (زادهٔ بخارا احتمالاً در سال ۹۸۷ قمری، درگذشتهٔ سال ۱۰۴۹ قمری در هرات) شاعری که از بزرگان سادات هرات بود و نسبش به خواجه عبدالله انصاری می‌رسد. پس از چیرگی عبیدالله خان ازبک بر هرات در ۹۹۷ق، ابوالمکارم با خانواده‌اش به هرات بازگشت و همانجا ساکن شد و در همان زمان، فصیح‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.