پرش به محتوای اصلی
فصیحی هروی فصیحی هروی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷

چون شعله پرتب است درون و برون ما

تبخاله می‌زند لب خنجر ز خون ما

بر سر زند وفا و کند بر زمانه ناز

هر لاله‌ای که بشکفد از بیستون ما

کو گریه‌ای که خنده شادی چمن چمن

جوشد به جای شعله ز داغ درون ما

زلفی دلم ربوده که در دیده خرد

شد مردمک سیاهی داغ جنون ما

گفتیم بشکفیم دو روزی درین چمن

دیدیم روی عالم و بد شد شگون ما

سر چشمه غمی‌ست ز فیض عشق

هر زخم تیشه در جگر بیستون ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹باز دل بر در غم طرح محبت انداخت
  2. شمارهٔ ۲۰عندلیب عشق را جز ناله‌های زار نیست
  3. شمارهٔ ۲۱خاکستر این سوخته را باز توان سوخت
  4. شمارهٔ ۲۲امشب از شعله آهم جگر غم می‌سوخت
  5. شمارهٔ ۲۳ستم ز نرگس مستت ستمگری آموخت
  6. شمارهٔ ۲۴ساقی که می‌ خود همه در جام شمار ریخت
  7. شمارهٔ ۲۵شناخت ذوق بهار آنکه گل به دامان ریخت
  8. شمارهٔ ۲۶چه آبروی که آن رانه عشق روی تو ریخت
همه‌ی غزلیات ←

فصیحی هروی درباره‌ی فصیحی هروی

میرزا فصیح‌الدین فصیحی هروی فرزند ابوالمکارم (زادهٔ بخارا احتمالاً در سال ۹۸۷ قمری، درگذشتهٔ سال ۱۰۴۹ قمری در هرات) شاعری که از بزرگان سادات هرات بود و نسبش به خواجه عبدالله انصاری می‌رسد. پس از چیرگی عبیدالله خان ازبک بر هرات در ۹۹۷ق، ابوالمکارم با خانواده‌اش به هرات بازگشت و همانجا ساکن شد و در همان زمان، فصیح‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.