پرش به محتوای اصلی
فصیحی هروی فصیحی هروی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶

چه آبروی که آن رانه عشق روی تو ریخت

کدام خون که نه بر خاکش آرزوی تو ریخت

شکست ساغر ما را به سنگ بدنامی

نخست آنکه می‌حسن در سبوی تو ریخت

به کیش عشق همی خونبهاش باید داد

زمانه خون کسی را که نه به کوی تو ریخت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸بر گوش دلم زمزمه توبه حرام است
  2. شمارهٔ ۲۹چون عدم از بر عالم برخاست
  3. شمارهٔ ۳۰کی ز ماتمخانه ما دود افغان برنخاست
  4. شمارهٔ ۳۱کارم چو زلف یار پریشان و در هم است
  5. شمارهٔ ۳۲ناله رازی‌ست که در سینه نهفتن ستم است
  6. شمارهٔ ۳۳هزار گل ز جگر در کنار خنده ماست
  7. شمارهٔ ۳۴باز جانم دوزخ آشام از غم غمخوار تست
  8. شمارهٔ ۳۵امشب از دولت دیدار تو عید نظرست
همه‌ی غزلیات ←

فصیحی هروی درباره‌ی فصیحی هروی

میرزا فصیح‌الدین فصیحی هروی فرزند ابوالمکارم (زادهٔ بخارا احتمالاً در سال ۹۸۷ قمری، درگذشتهٔ سال ۱۰۴۹ قمری در هرات) شاعری که از بزرگان سادات هرات بود و نسبش به خواجه عبدالله انصاری می‌رسد. پس از چیرگی عبیدالله خان ازبک بر هرات در ۹۹۷ق، ابوالمکارم با خانواده‌اش به هرات بازگشت و همانجا ساکن شد و در همان زمان، فصیح‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.