پرش به محتوای اصلی
فصیحی هروی فصیحی هروی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸

بر گوش دلم زمزمه توبه حرام است

این گوش پرستار نوای لب جام است

صید تو به منقار وفا برکند از بال

هر پرکه نه آن شیفته طره دام است

بیهوده میفروز چنین دوزخ کین را

کار جگر خسته به یک شعله تمام است

با قافله مصر ز یوسف اثری نیست

ور هست شمیمی گل خودروی مشام است

آن خسته شهیدست فصیحی که نداند

الماس کدام و جگر ریش کدام‌ست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰کی ز ماتمخانه ما دود افغان برنخاست
  2. شمارهٔ ۳۱کارم چو زلف یار پریشان و در هم است
  3. شمارهٔ ۳۲ناله رازی‌ست که در سینه نهفتن ستم است
  4. شمارهٔ ۳۳هزار گل ز جگر در کنار خنده ماست
  5. شمارهٔ ۳۴باز جانم دوزخ آشام از غم غمخوار تست
  6. شمارهٔ ۳۵امشب از دولت دیدار تو عید نظرست
  7. شمارهٔ ۳۶ما و من برلب مرغان چمن بسیارست
  8. شمارهٔ ۳۷عالم ز ما تهی و ز افغان ما پرست
همه‌ی غزلیات ←

فصیحی هروی درباره‌ی فصیحی هروی

میرزا فصیح‌الدین فصیحی هروی فرزند ابوالمکارم (زادهٔ بخارا احتمالاً در سال ۹۸۷ قمری، درگذشتهٔ سال ۱۰۴۹ قمری در هرات) شاعری که از بزرگان سادات هرات بود و نسبش به خواجه عبدالله انصاری می‌رسد. پس از چیرگی عبیدالله خان ازبک بر هرات در ۹۹۷ق، ابوالمکارم با خانواده‌اش به هرات بازگشت و همانجا ساکن شد و در همان زمان، فصیح‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.