پرش به محتوای اصلی
فصیحی هروی فصیحی هروی

غزلیات

شمارهٔ ۳۲

ناله رازی‌ست که در سینه نهفتن ستم است

گوهر گوش بدین نیش نسفتن ستم است

خواب نامحرم و در دیده رخش پرده‌نشین

گر همه بر دم تیغ است که خفتن ستم است

راز حسن از دم روح‌القدس آزرده شود

سر هر موی زبان کردن و گفتن ستم است

دیده خمیازه کشد بی می نظاره او

ورنه بی دوست برین غنچه شکفتن ستم است

نوبهار جگر ریش فصیحی غم اوست

گرد اندوه ازین غمکده رفتن ستم است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۴باز جانم دوزخ آشام از غم غمخوار تست
  2. شمارهٔ ۳۵امشب از دولت دیدار تو عید نظرست
  3. شمارهٔ ۳۶ما و من برلب مرغان چمن بسیارست
  4. شمارهٔ ۳۷عالم ز ما تهی و ز افغان ما پرست
  5. شمارهٔ ۳۸ما غریبان را ز ناکامی کنار جان پرست
  6. شمارهٔ ۳۹بی روی او نظاره ز چشمم برون نشست
  7. شمارهٔ ۴۰وفای عهد ز خوبان عهد ما غلط‌ست
  8. شمارهٔ ۴۱در مذهب ما هر چه بجز دوست حرامست
همه‌ی غزلیات ←

فصیحی هروی درباره‌ی فصیحی هروی

میرزا فصیح‌الدین فصیحی هروی فرزند ابوالمکارم (زادهٔ بخارا احتمالاً در سال ۹۸۷ قمری، درگذشتهٔ سال ۱۰۴۹ قمری در هرات) شاعری که از بزرگان سادات هرات بود و نسبش به خواجه عبدالله انصاری می‌رسد. پس از چیرگی عبیدالله خان ازبک بر هرات در ۹۹۷ق، ابوالمکارم با خانواده‌اش به هرات بازگشت و همانجا ساکن شد و در همان زمان، فصیح‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.