پرش به محتوای اصلی
فصیحی هروی فصیحی هروی

غزلیات

شمارهٔ ۳۸

ما غریبان را ز ناکامی کنار جان پرست

دیده از خون جگر لبریز و دل ز افغان پرست

ره نمی یابد اجل هم بر سر بالین ما

بس که ماتمخانه ما از غم هجران پرست

نیستم آگه که بر دل ناوک شوقم که زد

لیک می‌بینم که بازم سینه از پیکان پرست

بر سر کویت شهیدان خاک گشتند و هنوز

همچنان از خون دلشان دیده و دامان پرست

های‌های گریه‌ام را خنده پندارند خلق

باوجود آن کز اشکم دامن دوران پرست

پارسا دامن‌گشان گو مگذر اندر کوی دوست

ز آن که از خون شهیدان خاک این میدان پرست

ای فصیحی درد می‌خواهند در بازار عشق

ورنه جیب قدسیان هم از در ایمان پرست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۰وفای عهد ز خوبان عهد ما غلط‌ست
  2. شمارهٔ ۴۱در مذهب ما هر چه بجز دوست حرامست
  3. شمارهٔ ۴۲بی بصر دیده ارباب هوس حیرانست
  4. شمارهٔ ۴۳برون شدن ز دلم درد را چه امکانست
  5. شمارهٔ ۴۴چون غنچه دلم شیفته و دل نگرانست
  6. شمارهٔ ۴۵شه محبتم و ملک غم بلاد منست
  7. شمارهٔ ۴۶من آن صیدم که صیادم جنونست
  8. شمارهٔ ۴۷گستاخی نظاره ما جرم جنونست
همه‌ی غزلیات ←

فصیحی هروی درباره‌ی فصیحی هروی

میرزا فصیح‌الدین فصیحی هروی فرزند ابوالمکارم (زادهٔ بخارا احتمالاً در سال ۹۸۷ قمری، درگذشتهٔ سال ۱۰۴۹ قمری در هرات) شاعری که از بزرگان سادات هرات بود و نسبش به خواجه عبدالله انصاری می‌رسد. پس از چیرگی عبیدالله خان ازبک بر هرات در ۹۹۷ق، ابوالمکارم با خانواده‌اش به هرات بازگشت و همانجا ساکن شد و در همان زمان، فصیح‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.