پرش به محتوای اصلی
فصیحی هروی فصیحی هروی

غزلیات

شمارهٔ ۴۰

وفای عهد ز خوبان عهد ما غلط‌ست

نسیم عافیت از گلشن بلا غلط‌ست

کتاب حسن بر استاد عشق خواندم گفت

درین میانه همین آیت وفا غلط‌ست

حدیث طور شنیدی به کوی عشق گذر

ز ما مپرس که این قصه راست یا غلط ست

حیا به گوش ادب دوش در چمن می گفت

که خنده گل و بی‌تابی صبا غلط‌ست

زبان عشق خموشی‌ست لب ز ناله ببند

که در طریق ادب عرض مدعا غلط‌ست

پرست غنچه خاموش را ز گل آغوش

به عندلیب بگویید کاین نوا غلط‌ست

به دوست قصه جان دادن فصیحی را

چو هجر گفته دگر گفتگوی ما غلط‌ست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۲بی بصر دیده ارباب هوس حیرانست
  2. شمارهٔ ۴۳برون شدن ز دلم درد را چه امکانست
  3. شمارهٔ ۴۴چون غنچه دلم شیفته و دل نگرانست
  4. شمارهٔ ۴۵شه محبتم و ملک غم بلاد منست
  5. شمارهٔ ۴۶من آن صیدم که صیادم جنونست
  6. شمارهٔ ۴۷گستاخی نظاره ما جرم جنونست
  7. شمارهٔ ۴۸نهفته در دم شمشیر نوبهاری هست
  8. شمارهٔ ۴۹آن سرو خرامان که گذشت از چمن کیست
همه‌ی غزلیات ←

فصیحی هروی درباره‌ی فصیحی هروی

میرزا فصیح‌الدین فصیحی هروی فرزند ابوالمکارم (زادهٔ بخارا احتمالاً در سال ۹۸۷ قمری، درگذشتهٔ سال ۱۰۴۹ قمری در هرات) شاعری که از بزرگان سادات هرات بود و نسبش به خواجه عبدالله انصاری می‌رسد. پس از چیرگی عبیدالله خان ازبک بر هرات در ۹۹۷ق، ابوالمکارم با خانواده‌اش به هرات بازگشت و همانجا ساکن شد و در همان زمان، فصیح‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.